چند دهه پیش کمتر کسی میتوانست تصور کند که در سال های آغازین قرن 21 ابزاری رقومی و بدون ارتباط سیمی جهت برقراری تماس تلفنی (صوتی زنده) با کارکردهای گوناگونی مانند نوشتن، ذخیره و ارسال متون به زبان های گوناگون، عکس برداری رقومی، فیلمبرداری رقومی، ضبط و پخش انواع اصوات، ارسال و دریافت انواع بسته های نوشتاری و تصویری از طریق رایانه، قابلیت نصب و اجرای برنامه های و بازی های رایانه ای و... که امروزه موبایل مینامندش در دسترس اکثر اقشار جامعه قرار داشته باشد. ابزاری که به مدد پیشرفت مافوق سرعت تکنولوژی که نتیجه ی اشتهای سیری ناپذیر نظام سرمایه داریست هر روز با امکاناتی فزون تر روانه ی بازار میشود. کالایی که بنظر میرسد هیچ گاه عطش و تقاضای فعلی برای آن فروکش نکند و بازار آن تا آینده ای نامعلوم و دور که حداقل به درازای عمر سرمایه داری خواهد بود همچنان پررونق باشد. موبایل همچون هر کالای دیگری محملی برای جداسازی افراد و طبقات اجتماعی از یکدیگر شده آنچنان که همچون بسیاری از کالاهای اساسی دیگر (ماشین، خانه، لباس و...)، گوشی بهتر و گران قیمت تر و یا خط قدیمی تر نشان از تشخص اجتماعی افراد به حساب میاید و بالطبع با چنین توصیفاتی خواه و ناخواه از فرهنگی مروج مصرف بنام مد که فرزند سربراه نظام سرمایه داری بشمار میاید نیز پیروی میکند. اما هدف از این نوشته بررسی این ابزار از دیدگاه فن آوری نبوده بلکه بدنبال بررسی کارکردهای فردی و اجتماعی این ابزار مدرن بطور اخص در جامعه ی پا در هوای امروز ایران میباشد که البته بخشی از آن را میتوان به خارج از مرزهای این جامعه نیز تعمیم داد.
این روزها دیگر کمتر کسی را میتوان یافت که یکی از این مکعب مستطیل هایی که به اندازه ی یک کف دست جا میگیرند را در طول شبانه روز به همراه خود نداشته باشد که شاید از همین رو معادلسازی تلفن همراه برای آن در ابتدای ظهورش را از جهاتی بتوان منطقی دانست. وسیله ای که برخلاف پدران خویش، اکنون دیگر تنها وسیله ای برای برقراری تماس صوتی در مکانهای بدور از دست رس تلفن های ثابت نیست بلکه میرود تا جایگاه یک ابزار فرهنگ ساز را بطور رسمی از آن خود کند. هرچند گوشی موبایل و تکنولوژی ارتباط بی سیم موبایل هر دو لازم و ملزوم یکدیگر بوده اند اما اکنون شاهد آن هستیم که گوشی موبایل هویتی فراتر از آنچه پیش از این بعنوان ابزاری جهت برقراری تماس تلفنی تلقی میشده داراست.
در این نوشته به برسی امکاناتی چون نوشتن، ذخیره و ارسال متون به زبان های گوناگون، عکس برداری رقومی، فیلمبرداری رقومی، ضبط و پخش انواع اصوات، ارسال و دریافت انواع بسته های نوشتاری و تصویری از طریق رایانه میپردازیم. لیست فوق میتوانست بسیار طولانی از آنچه اکنون هست باشد اما کارکردهای اصلی و تاثیرگذارتر در این برهه از زمان کمابیش هر آنچه هست که در بالا ذکر گردید و همانطور که هویداست اکثریت آنها تنها مربوط به گوشی موبایل بوده و کاملا جدا از قابلیت های ارتباط صوتی آن میباشند هر چند که تمامی اینها تنها بعنوان ابزارهایی جانبی و مغلوب کارکرد اصلی تلفن همراه که از اسم آن هویدا است شمرده میشوند اما به نظر میرسد که این کارکرد اصلی دیگر تنها به بهانه و دلیلی اولیه برای گسترش کارکردهای جانبی تبدیل شده و شاهدیم که در بسیاری از موارد در عمل کمرنگ تر از کارکردهای جانبی خویش ظاهر شده است و در گذر زمان با وجود پیشرفتهای گسترده در زمینه این تکنولوژی های جانبی، شاهد پیشرفتی در تکنولوژی ارتباط سیار در این ابزار الکترونیکی نیستیم و تنها حربه ی بازار برای ترغیب مصرف کنندگان به خرید و ارتقای کالایی که کارکرد اصلی آن چند سالیست هیچ تغییری به خود ندیده را باید در ارتقای همین ابزارهای جانبی و همچنین پدیده ای به نام مد که پیشتر به آن اشاره شد دانست.
پیامک:
در ادامه از کارکردهای برشمرده شده به امکان نوشتن، ذخیره و ارسال متونی که با نام اس ام اس و یا معادل فارسی آن یعنی پیامک شناخته میشوند میپردازیم.
بنظر میرسد حداقل در ابتدای ظهور پیامک، کارکرد اصلی آن در جهت ارسال اطلاعات کوتاه و با حجم کم بوده، برای مثال زمان یک جلسه و یا ساعت آمدن به خانه و امثالهم، اما آنچه هم اکنون حداقل در درون مرزهای جامعه ای به نام ایران مشاهده میشود چیزی خلاف این را مینمایاند. پیامک تبدیل شده است به ابزاری برای فرستادن انواع و اقسام جوکها!، شعرها و مینیمال های خلق شده توسط خودمان یا دیگران، ابزاری جهت ایجاد، سر و سامان دادن و یا قطع کردن روابط بین اشخاص، پخش پیام های تبلیغاتی در ابعاد گسترده یا حتی انجام بحثهای فلسفی و اجتماعی ! و کارکردهای دیگری که شاید حتی به ذهن مبدعان این تکنولوژی در زمان شکلگیری اش خطور هم نمی کرد. هر چند که کاملا هویداست گردانندگان این صنعت، چه شرکت های تولید کننده و چه شرکتهای خدمات دهنده ی ارتباطی، از این حجم عظیم کارکردها بدون در نظر گرفتن درصد ناهنجاری آنها بسیار خوشنود هستند چرا که روز بروز شاهد سود و در نتیجه انباشت سرمایه بیشتری هستند و بالاتر از آن حتی شاهد هستیم که در ساختار غیر رقابتی و بشدت انحصاری اقتصاد ایران هیچ باکی هم از افزایش غیر منطقی قیمتها برای تسریع روند انباشت سرمایه هایشان ندارند و بنظر میرسد که بازندگان و قربانیان اصلی خیل عظیم کاربرانی هستند که با مصرف معتادگونه ی این تکنولوژی حاصل دست رنج خویش را روانه ی جیب این شرکتها میکنند و چه بسیار دعواها و مشکلات خانوادگی که بدلیل هزینه های گزاف تحمیل شده ی فوق رخ داده اند...
حال به کنکاش بیشتر در این مسئله میپردازیم تا شاید که به چرایی این استقبال از پیامک برسیم. در زمانه ای که به گفته ی تئودور آدورنو " فرد در جامعه ای زندگی میکند که در آن سخنی برای گفتن نمانده و روابط بین انسانها به هیچ نزول یافته " و " در دنیای مدرنی که مرگ کلام و امکان ناپذیری رابطه بشری از نشانه های اصلی آن است " ظهور پیامک به مثابه ی ابزاری جهت برقراری و گسترش رابطه ی میان افراد اتفاق مهمی است. اگر بخواهیم کمی فلسفه بافی کنیم و به کندوکاو " حقیقت وجود " یا همان " جوهر حقیقت " هایدگر در باب موبایل بپردازیم ! جواب مسلما یک چیز خواهد بود : " ارتباط " که همان گوهر گمشده در طوفان مدرنیسم در عصر حاضر است. ارتباطی که میان "من" و "دیگری" شکل میگیرد ؛ همان چیزی که امانوئل لویناس با تکیه بر آن میکوشد از هستی شناسی هایدگر هم فراتر رود تا آنجا که میگوید : ایده ی "بی نهایت"، عشق را ممکن میسازد و "بی نهایت"، کلام خداوند است و پدیدار در چهره ی " دیگری ".
همچنین در بررسی بیشتر پیامک شاهدیم بدلیل اینکه شیوه ی برقراری ارتباط توسط پیامک خارج ازحیطه ی تصویر و صدا و بشکل نوشتاری است در جامعه ای مانند ایران تبدیل به ابزاری تابو شکن شده است. برای مثال مسائل جنسی که در جامعه ی نیمه سنتی ایران جزو خطوط قرمز هستند براحتی در پیچ و خم زیرکانه ی زبان و بیشتر در قالب جک، خطوط قرمز را رد میکنند یا همین ارتباط نوشتاری و غیر رو در رو باعث شده در این شیوه ی ارتباطی از شدت تعارفات ایرانی و رک نبودن کاسته شود و افراد با فراغ بال بیشتری عکس العمل نشان دهند.
در بررسی مسئله از دیدگاه زبان شناسی مهم ترین نکته ای که بچشم میاید پر رنگ شدن نقش نوشتار در ارتباطات میان افراد است و مهمترین تاثیر منفی رواج نگارش زبان فارسی با الفبای بیگانه است که ادامه و گسترش آن شاید ضربه ی مهلکی بر بدنه ی زبان فارسی وارد آورد.
عکاسی :
دومین کارکردی که بسراغ آن میرویم عکسبرداری رقومی است. مجهز شدن گوشی های موبایل به دوربینهای عکسبرداری رقومی تحولی بزرگ بشمار میاید. در نتیجه ی این تحول با کمی اغراق میتوان گفت موبایل به ابزار خلق اثر هنری تبدیل شده است. هر چند شاید درباره عکاسی همان چیزی گفته شود که هگل درباره فلسفه گفته است : " هیچ هنر یا علمی به اندازه فلسفه تا به این حد تحقیر نمی شود، چون به گمانمان خود را استادان مسلم اش میدانیم. " برخلاف فعالیتهای شاق تر هنری از قبیل نقاشی، مجسمه سازی، نوازندگی و...، عکاسی نه نیاز آنچنانی به مسائل آکادمیک دارد و نه کارآموزیها و حرفه هایی که مصارف فرهنگی شان بدلیل دور از دسترس مردم عادی بودن به طور معمول جزو ویژگی های ممتازترین طبقات محسوب میشوند. هیچ چیز بیشتر از فعالیت عکاس آماتوری که با یک گوشی موبایل دوربین دار آن هم دوربینی که کاملا خودکار و بدون تنظیماتی همچون سرعت شاتر و دیافراگم و حساسیت فیلم و... است در تضاد با تصور معمول از خلق هنرمندانه نیست. با این حال حتی زمانی که تولید تصویر به طور کامل به خودکار بودن دوربین منوط میشود ثبت تصویر همچنان از روی گزینشی انجام میگیرد که دربرگیرنده ی ارزش های زیباشناسانه و اخلاقی است. اگر خصوصیات و توسعه ی فناوری تصویری هر چیزی را به لحاظ عینی " قابل عکس برداری " میکند، پس میتوان بر این نکته باور داشت که هر گروه اجتماعی از میان بی نهایت عکس هایی که به لحاظ فنی قابل ثبت هستند دامنه ی محدود و مشخصی از سوژهها، ژانرها و ترکیب بندی را انتخاب میکند.
نیچه میگوید : " هنرمند سوژه هایش را خود برمی گزیند و این همان شیوه ی تمجید او از سوژه است " و در ادامه این نکته را اضافه میکنم که فرد با انتخاب سوژه اش نوع نگاه خود به پیرامونش و بطور کل زندگی و جهان بینی اش را آشکار میکند که این مسئله در یک عکس بسیار ملموس و قابل درک است. عکسی که به ابزاری جهت برقراری ارتباط استفاده میشود.
از سوی دیگر از آنجایی که عکاسی گزینشی است که تمجید میکند، تلاش دارد صحنه را شکار کند و با اینکارآنچه را که تنها یک مرتبه در نقطه ای مشخص و غیر قبال تکرار از مکان و زمان رخ داده را بی نهایت مرتبه تکرار میکند و آیینی و جاودانه اش میسازد و بنابراین نمی تواند از تصادفی بودن تصور و نگاه فرد تبعیت کند ؛ بطوری که پیش پا افتاده ترین عکسها علاوه بر موضوع و اهداف خاص عکاس، بیان گر نظام آرایش ادراک، تفکر و ارزش گذاری ای خواهد بود که در بین تمامی اعضای یک گروه مشترک هستند. همین نظام فکری و همین جهان بینی است که گستره ی ابژه های قابل ثبت یا عکس هایی که باید ثبت شوند را تعیین میکند و سپس ابژه یی که شایسته ی عکس برداری تلقی شده شکار و پردازش شده، به نمایش درمیاید و تمجید میشود.
مسلما میان نظام فکری و جهان بینی کسی که برای مثال اکثر عکسهایش مربوط به خود و خانواده اش (سنتی ترین کارکرد عکاسی) است با آن که ناشیانه از مناظر طبیعی عکس برداری میکند یا آن دیگری که در ثبت ابژه ای به ظاهر خرد که از چشم دو گروه قبلی پنهان مانده قوانین آکادمیک و یا غریزی ترکیب بندی و کادربندی را بکار میگیرد، تفاوت است.
آنچه ذکر شد بیشتر درباب آشنا کردن خواننده با جنبه هایی از فلسفه عکسبرداری بود تا از این رهگذر بتوان نتایج حضور سهل الوصول ابزار عکاسی به واسطه ی موبایل را برای خواننده تشریح نمود.
بدین ترتیب امکان عکاسی با گوشی های موبایل، به رشد عکاسی که پیر بوردیو جامعه شناس بزرگ فرانسوی نام " هنر میان مایه " بدان اطلاق کرده کمک قابل توجهی کرده است و این ابزار بیش از پیش در دسترس همگان قرار گرفته است که مسلما بنا بر آنچه در بالا توضیح داده شد و نمود آن را شاهدیم اکثریت قابل توجهی از تصاویر اخذ شده مربوط به کارکرد سنتی عکاسی یعنی ثبت تصاویر خانوادگی میباشد.
فیلم برداری :
بسراغ امکان فیلم برداری برداری با موبایل میرویم. در نگاه اول فیلم برداری هم مشابه و ادامه ی عکاسی بنظر میرسد با این تفاوت که تعداد تصاویر بیشتر شده و با سرعت و فاصله ی زمانی مشخص (24 فریم در ثانیه) با چاشنی صدا در امتداد یکدیگر به نمایش در میآیند اما بررسی دقیق تر موید آن است که این دو شیوه ی بیان هنری بسیار با یکدیگر متفاوت بوده و دو محصول کاملا متمایز با یکدیگر هستند. این تمایز را نباید از نظر دور داشت حتی زمانی که این دو اثر (عکس و فیلم ) توسط یک فرد خلق میشوند.
مسلما میتوان هر نما ( شات ) را به منزله ی یک عکس در عکاسی دانست و کلیه قوانین و ضوابط زیباشناسی در برگیرنده ی یک عکس را نیز برای یک فیلم تعمیم داد. اما در فیلم برداری مسائلی چون حرکت و جابجایی ابژه یا ابژهها، حرکت دوربین و تغییر در کمپوزیسیون ( ترکیب بندی ) و تغییر زاویه دید از کلوزآپ تا لانگ شات نیز اضافه میشوند که هرکسی نمی تواند براحتی ترکیب صحیح و هنرمندانه ی همه ی اینها را رعایت کند. تصویربرداری های موبایلی بسیار کمتر از عکاسی با موبایل میتواند محتوای زیبا شناسانه را دارا شود که دو دلیل اصلی آن یکی مسئله کیفیت ابزار فیلمبرداری و دیگری مسائل تکنیکی است که نمی تواند جوابگوی خلق اثری هنرمندانه و قابل تعمق گردد اما دارای قابلیت خبری بسیار بالایی میباشد. از نمونه های آن در جامعه ی ایران میتوان به ثبت و پخش گسترده ی صحنه های مربوط به برخورد خشن پلیس با مردم توسط دوربین گوشی های موبایل اشاره کرد.
مسئله ی دیگری که به وفور مشاهده شده تولیدات پورنوگرافی توسط این ابزار است که بررسی ماهیت این مسئله به مجال بیشترو کنکاشی عمیق نیاز دارد اما آنچه مسلم است سیاست های حکومت در طی سالهای پس از انقلاب مبنی بر برخورد فیزیکی و رادیکال با طرح مسائل جنسی حتی در ابعاد مشروعشان باعث مخفیانه شدن این اعمال شده است و جامعه بدون حذف روابط جنسی تنها آنها را به سطحی مخفیانه و دور از چشم حکومت انتقال داد. موبایل بدلیل عمومیت آن پس از مجهز شدن به قابلیت تصویر برداری و بخاطر دارا بودن ماهیت مستند سازی به ابزاری جهت ثبت و نمایش آنچه در لایه های زیرین اجتماع در حال وقوع بوده و هست تبدیل شد تا آنجا که شاهد وضع قوانین در رابطه با تجسس در گوشی های موبایل از سوی دستگاه های انتظامی هستیم که متاسفانه نشانگر ادامه ی همان سیاست 30 سال گذشته است که میکوشد ظاهر و سطح این دریا که نمادی از جامعه ی ایران است را پاک و سالم و مطابق با چارچوبهای ایدئولوژی استنباطی خود سازد و بی توجه به آنکه در زیر این دریا چه میگذرد و اگر هم بخواهد زیر آب را هم تمیز کند آلودگیها و پلشتیها به زیرتر خواهند رفت و نهایتا انباشتشان در کف این دریا به انفجاری احتمالی خواهد انجامید که هیچ سوپاپ اطمینانی یارای پایداری در برابرش را نخواهد داشت.
آنچه این روزها گوشی های موبایل نشانمان میدهند محصولیست که زمان برداشتش رسیده است و میتواند این حسن را داشته باشد که تلنگری برای سیاستگذاران جامعه شود تا بجای اینکه همچون گذشته بدنبال حذف معلول باشند گامی در جهت حذف علتها بردارند تا کمتر از این شاهد آسیب های اجتماعی و روند رو به مسخ جامعه ی ایران باشیم.
ضبط و پخش اصوات :
بگذارید این بخش را در موسیقی خلاصه کنیم که درصد اصلی این کارکرد را به خود اختصاص میدهد.
موسیقی، همان که گستره ی معنایی بزرگی را دربرمی گیرد. اوج معنوی موسیقی را میتوان در سماع یا در اعتقاد نیچه به یگانگی با خالق هستی به مدد موسیقی که نمودش را زمانی در آثار ریچارد واگنر میدید، دانست و اوج ریاضی و تکنیکی آن را شاید در آثار باخ اما به یقین سقوط معنوی و تکنیکی آن را میتوان در آثار رپ به عینه مشاهده کرد. از این مقدمه که بگذریم به مدد موبایل، موسیقی نقشی پررنگ در زندگی روزانه ی ما بخصوص در میان قشر نوجوان و جوان پیدا کرده است. که ابتدایی ترین نوع آن را در ملودی زنگ گوشیها شاهد هستیم و گستره ی آن از موسیقی کلاسیک شروع میشود و به موسیقی رپ ختم میشود. از نوجوان مدرسه ای گرفته تا کارگر عمرانی و مهندس و دکتر و... همه و همه از گوشی موبایل بعنوان ابزاری جهت پخش موسیقی استفاده میکنند و بمانند همان تحلیلی که پیشتر در بخش عکاسی مطرح شد نوع موسیقی که مخاطبان به آن گوش میسپارند در ارتباط مستقیم با نظام فکری آنها و تا حدودی طبقه ی اجتماعی آنها میباشد.
البته از نظر آدورنو در زمینه ی موسیقی، تولید فرهنگ مردمی با استانداردسازی همراه است. از طرفی در کنار این عمل استاندارد کردن موسیقی، فردگرایی ظاهری، این توهم را باقی میگذارد که هر فردی خود مشخصا آهنگ و یا خواننده محبوب خود را انتخاب میکند در حالی که در واقع از پیش برای او شنیده و تعیین شده است که از این دیدگاه موسیقی زیرزمینی بدلیل آنکه بدنبال نتایج مالی نبوده و در نتیجه نقش کالا در بازار را ایفا نمی کند و دارای خصیصه ی اعتراض است میتواند در برابر صنعت فرهنگی که منطقی جز تولید آثار هنری برای مصرف تودهها و بر اساس ساز و کارهای بازار ندارد، بایستد و از همین جا است که روشن میشود هر اثر موسیقیایی بدون مجوزی را نمی توان زیر زمینی دانست چرا که بسیاری از سازندگان این آثار در پی ورود محصول خود به بازار و فروش آن هستند که بدلیل عدم صدور مجوز از این امر ناکام مانده اند و در طرف مقابل هم با وجود قدرت بازار و ساز و کار سرمایه داری نمی توان آثار موجود در بازار را بطور مطلق و صددرصد زیر رده ی صنعت فرهنگسازی دانست؛ هر چند وضعیت جوامعی مانند ایران متفاوت با آنچه گفته شد هست و سرمایه داری هنوز بقدرت پدران غربی اش دست نیافته و نیمه ی دیگر قدرت در دستان ایدئولوژی است و بازار و ایدئولوژی در کنار یکدیگر حکمران این میدان هستند.
در پایان این بخش ذکر این نکته واجب مینماید که اگر موسیقی را بعنوان ابزاری فرهنگ ساز و تاثیرگذار در عرصه های فرهنگی و اجتماعی قبول داشته باشیم باید نگران تاثیری که محتوای برخی از آثار بی قید و بند منتشر شده در سالیان اخیر که این روزها فراوان از بلندگوهای گوشی های موبایل شنیده میشوند و اکثریت زیر مجموعه ی رپ و هیپ هاپ هستند، بر روی قشر نوجوان و جوان که مخاطبان اصلی اش هستند باشیم. آثاری که بنا بر تعریف فوق به غلط موسیقی زیر زمینی نامیده میشوند.
ارسال و دریافت بسته های رقومی :
موبایل میتواند بعنوان یک ابزار خبر و اطلاع پراکنی استفاده شود. از طریق پیامک ( sms )، عکس، فیلم، موسیقی و صدا.
اطلاعات فوق میتوانند از طریق رایانه و یا از طریق گوشی های دیگر بمدد ابزارهایی چون USB، مادون قرمز (ir) و Bluetooth منتشر شوند. بسته های رقومی از طریق Bluethooth و گوشی به گوشی بصورت شبکه ای مشابه چارت های Network Marketing با سرعتی باور نکردنی پخش میشوند و بسته به محتوایشان میتوانند تاثیری مثبت و یا منفی داشته باشند. از نمونه های بارز این کارکرد میتوان فیلم قصد تعرض معاون دانشگاه زنجان به یکی از دختران دانشجو را نام برد.
در باب پدیده ی موبایل بسیار بیشتر و عمیق تر از اینها و از جنبه های بیشتر میتوان پرداخت اما بنظر همین نوشتار کوتاه توانسته باشد تا حدودی اهمیت این ابزار و تاثیر آن در زندگی فردی و اجتماعی ما را آشکار کند و به کارکردهای اساسی آن اشاره ای هرچند کوتاه کرده باشد. امید است شاهد کنکاش بیشتر و تحقیقات میدانی پیرامون این ابزار و آشکارشدن سویه های بیشتری از تاثیرگذاری آن باشیم.
رشت - تیر ماه 1387
منابع :
عکاسی هنر میان مایه - پی یر بوردیو
مدرنها - رامین جهانبگلو
اتاق روشن - رولان بارت

نقد و نظر خود را بنويسيد