عرفان يوسفی
دختر: سلام.
پسر: سلام.
دختر: حالت خوبه؟
پسر: چيه؟ غريبی میکنی؟! بشين.
(دختر لبخند میزند.)
پسر: مشروب میخوری؟
دختر: آره.
يک ساعت بعد.
دختر: چرا فقط واسه من میريزی؟ پس خودت چی؟
پسر: میخوام وقتی نگات میکنم هوشيار باشم... باشه، اينم به سلامتی تو.
دختر: خوابم میاد.
پسر: شام نمیخوری؟
دختر: نه.
صدای فنرهای تخت بلند میشود. پسر صدای آهنگ باخ را زياد میکند و موناليزا از روی ديوار به هر دو لبخند میزند.
دختر تکانی میخورد و پسر از خواب میپرد. خروسی از بیوفايی مرغها میخواند!
هوا هنوز به طور کامل روشن نشده... خندهکنان به سمت حمام میدوند.
دختر و پسر با روشنايی روز خلوت میکنند.
پسر: صبحونه میخوری؟
دختر: نه. خداحافظ.
پسر: خداحافظ.
خرداد87

in che cherti hast neveshtin? ke chi beshe? be kojaye ki berese? yekam dar mataleb deghat konid
با نظر بالایی موافقم ، نمی دونم چطو اینو این جا گذاشتین؟...جدا از عواقب رد کردن خط قرمز ها،ارزش ادبی هم نداشت.از استانداردهای گیلانیان هم ، پایین تر بود ، به نظرم.
مضمون و مایه رو میتونه داشته باشه ... اما بازی با کلمات و کشیدن معنا از پس و پشت حروف رو خیلی بیشتر میطلبه !.....
درود
حدود این نشریه را دبیرهایش تعیین می کنند که مطمئنآ روی مطالب دقیق تر از خوانندگان هستند.
ممنون از نظرات.
یا حق
ببینم مگه وبلاگ من و هم میخورن!؟
"پسر: صبحونه میخوری؟"
agha besyar jaleb bood ! ye letafate khasi too neveshte bood !kheily lezat bordam !
عرفان جدا ازت انتظار بیشتری داریم
ضمنا اصلا این مطلب صحت ندارد که دبیران از ما دقیقتر هستند
فرهنگ گیلان ؟؟؟؟
این فرهنگ تو بود ! نوشتت بنیان نداره
از سایت ممنون!
guil
salam
be nazare man en neveshte sakhtar shekani karde.
lezat bordam aghaye Usefi.
montazere neveshtehaye baditun hastam