تحول رسانه ای، که در عصر جهانی شدن هم خود باعث تحول در عرصه های گوناگون بالاخص فرهنگی - اجتماعی ست و هم به نحوی خود رسانه در جریان این تحول دچار تغییراتی میشود. سوالاتی در این زمینه پیش میآید، که رسانه چگونه میتواند نقشی مفید یا مخرب در روند جهانی سازی در جوامع مختلف و تحت تاثیر فرهنگ های مختلف داشته باشد و در این بین، برنده اصلی در فرآیند جهانی شدن، یا جهانی سازی رسانه است یا فرهنگ. همچنین چگونه میتوان با شناخت درست از رسانه و فرهنگ به بهترین و کوتاهترین و کم ضررترین راه برای همگام شدن با روند جهانی شدن دست یافت. آیا برای جوامع ضرورتی در جهت برنامه ریزی رسانهای برای نیل به اهداف جهانی شدن وجود دارد.بخش عمدهای از فرآیند تغییر و تحولات جهانی را در اواخر قرن بیستم و اوایل سده بیست و یكم تحت تاثیر رشد و گسترش شگفت آور فناوریهای فرامدرن اطلاعاتی - ارتباطی بوده و هست، به گونهای كه كلیه شئون زندگی بشر از تأثیر گذاری آنها در امان نمانده و نخواهد ماند. این فناوریها و رسانه های جهانی نقش مهمی در پیشبرد فرآیند جهانی شدن به طور اعم و جهانی شدن فرهنگ بطور اخص داشته اند.
اکنون این خطر وجود دارد که اشاعه و پردازش اطلاعات توسط رسانهها به میزان بالایی در کنترل عده قلیلی از کشورهای حاکم قرار گیرد و از دست دادن آزادی فکر و تصمیم گیری مستقل یک خطر جدی برای کشورهای دیگر جهان است.
تاثیر گذاری مستقیم یا غیر مستقیم نظام اقتصادی و نظام سیاسی بر عملکرد و کارکرد رسانه بالاخص تلویزیون بسیار قابل توجه است و این تاثیر گذاری بسیار زیاد موجب میشود که صاحبان و کسانی که منافعی از نظر اقتصادی و سیاسی دارند و از سویی در رسانهها تاثیر گذار هستند، خواسته یا نا خواسته به اعمال نفوذ بپردازند در این صورت اگر چه رسانهها سعی میکنند خود را آزاد و ضد خودکامگی نشان دهند اما اساس آنها از عقاید آمرانه و خودکامه تهیه کنندگان آن تشکیل میدهد.
از آن جا که جهانی شدن تشدید صرف پیوند متقابل جهانی میدانند. پیوند هایی، شامل پیوندها و روابط اجتماعی و ساختا ری است. مانند افزایش عبور کالا و اطلاعات مردم و سرمایهها و موجودیتی نسبتا جدید مثل نظام حمل ونقل سریع بین المللی و کوتاه شدن مبادله پیامها از طریق پیام رسانی الکترو نیکی است. رسانهها به عنوان یک منتقل کننده پیام و همچنین بازاری مجازی به دنیای واقعی سرعت بیشتر (چه با بار معنایی مثبت یا منفی ) میدهند.
علاوه بر نقش های اصلی رسانه ، ماهیت واسطهای آن که پلی میان فرهنگ های مختلف است. فرهنگ "مجموع کامل مشخصه های ممیزه روحی، مادی، فکری و عاطفی است که یک جامعه یا گروه اجتماعی را مشخص میکند. نه تنها شامل هنرها بلکه شامل اشکال زندگی، حقوق اساسی انسانی، نظامهای ارزش، سنتها و اعتقادها نیز میشود." و از آن جا که رسانه در تمامی موارد ذکر شده به طور مستقیم یا غیر مستقیم در رابطه است. بحث شناخت فرهنگ و در راستای آن بحث توسعه فرهنگی - اجتماعی میبایست مورد مطالعه قرار گیرد.
از آن جا که توسعه فرهنگی پیش نیاز توسعه یافتگی در زمینه های سیاسی اجتماعی و اقتصادی و ... میباشد و همچنین توسعه فرهنگی فرآیندی ست که در طی آن تغییراتی در حوزه های ادراکی، شناختی و ارزشی و گرایشی انسان های اجتماع به وجود میآید و فرآیند توسعه فرهنگی-اجتماعی با کنار گذاشتن باور های غلط از طریق آموزش درست است. رسانه های جمعی میتوانند این نقش را به خوبی ایفا کنند.
شاید از جمع بندی گفته های نظریه پردازان بتوان به این نتیجه کلی رسید که در عصر جهانی شدن و تبدیل شدن فرهنگ به یک صنعت این رسانهها هستند که از طریق تکرار فرهنگی را به فرهنگ توده تبدیل میکنند و در همین راستا با سهولت ارتباطات و پیام رسانی دهکدهای جهانی متشکل از بشر پراکنده در پنج قاره ایجاد خواهد و به این ترتیب علاوه بر فراگیر شدن یک فرهنگ خاص که میتواند مجموعهای از فرهنگ های جامعه جهانی یا تنها فرهنگی مجزا مربوط به منطقهای خاص باشد، این رسانهها نوعی آگاهی نسبت به ارزش های مشترک بشری را نیز پدید میآورند.
از آن جایی که رسانه و توسعه فرهنگی - اجتماعی رابطهای تنگاتنگ با یکدیگر دارند و این رسانهها باعث آگاهی ( به درست یا غلط ) در مورد فرهنگ های دیگر میشوند. تحول فرهنگی حادث میشود که ساده ترین حالت آن نیاز فرد ( یا جامعه ) به چیز های کمیاب یا جدیدی است که موجب تحریک وی به سمت کسب آن میشود.
اکثر صاحبنظران در تاثیر گذاری رسانهها اشتراک نظر دارند اما آن چه که نظرات مختلف را از هم تفکیک میکند نوع و ماهیت و تاثیرگذاری است.
بحث در مورد توسعه را به این جا رساندیم که این توسعه در جهت مثبت و به نفع ملت هاست یا جنبه ی سلطه دارد. واقعیت این است که با روند موجود در دنیای امروز اگر بتوان توسعه را در سه جهت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تقسیم بندی کرد این کشور های عقب مانده، جهان سوم و در حال توسعه هستند که رسانهها بیش از آنکه برای آنها مایه توسعه و پیشرفت به معنای مثبت آن باشد باعث سلطه ی دیگران ( صاحبان رسانه) بر آنها میشود.
با این توضیحات مفهوم جهان پیرامونی و تأثیرات آن بر جهان ذهنی مخاطب را نباید از نظر دور داشت. بنابراین در داخل فرهنگ رسانهای نه مخاطب منفعل با نهایت پذیرائی و بدون مقاومت وجود دارد و نه بدون توجه به گفتمان اجتماعی و نقش جهان پیرامونی باید به برنامهریزی رسانه نگاه کرد. ضمن آنکه نباید ساختارهای اجتماعی را نیز در این میان به فراموشی سپرد.
در این راستا، خود رسانه قطعاً بخشی از فضای پیرامونی تلقی میگردد که مسلماً از حساسیت بیشتری برخوردار بوده چرا که به طریق اولی، اندیشههای جدید را اشاعه و بسط میدهد. حضور همه جائی رسانهای موجب شد که رسانه جزء لاینفک حیات جوامع گردیده است.
رسانه در جریان جهانی شدن و دیدگاه لیبرالیستی که دیدگاه نسبتا مثبتی بر این روند است و معتقد است که بر این وسیله به دلیل آگاهی نسبت به ارزش های مشترک بشری زمینه های رشد دموکراسی پدیدار خواهد گشت.
از جمله دیگر نظریات، نظریات مارکسیستی است که نسبت به جهانی شدن رسانهها بد بینانه است و معتقدند که ارائه دیدگاه آزاد به دلیل تحت سلطه ی طبقه سرمایه دار بودن رسانه، آزادی رسانهها شعاری بیش نیست.
دسته ی دیگر نظریه پردازان پست مدرنیستی هستند که آنها نیز به دلیل عدم توانایی در تفکیک و تشخیص واقعیت از آن چه که غیر واقعی است در رسانهها نظریات بدبینانه نسبت به جهانی شدن رسانهها دارد.
انقلاب ارتباطات نوع جدیدی از ارتباطات مجازی كه خالی از روح حاكم بر روابط واقعی اجتماعی است را به وجود میاورد. زمانی كه از طریق ماهواره و اینترنت و ... جهان جدیدی به وجود میآید .
اما ظهور انقلاب ارتباطاتی فضای امن فرهنگ را از میان میبرد و هر فرهنگی در فضایی قرار میگیرد كه امكان ظهور فرهنگ های دیگر هم میرود انتشار سریع ایدهها از طریق فن آوری بر گوناگونی اجزای فرهنگی افزوده است. تنوع و تكثر امكان تجلی و بروز پاره فرهنگها را به وجود میآورد و زمینه ظهور محصولات فرهنگی در عرصه بین المللی فراهم میكند .
زمانی كه افراد با گزینه های مختلف فرهنگی برخورد میكنند به یك مبادله نمادین دست میزنند. آنها تصمیم میگیرند فرهنگ خود را مبادله كنند چون فكر میكنند فرهنگ های سنتی توان اجابت كلیه نیازمندی های بشر امروزی را ندارد و لذا بشر امروزی دست به گزینش فرهنگی میزند .
به طور كلی محیطی كه رسانهها ایجاد میكنند ثابت نیست بلكه پویا است و وارد ذهن آدمی میشود. تصاویری را باقی میگذارد كه فرد هیچ گاه فراموش نمی كند .

نقد و نظر خود را بنويسيد