رشد بیرویه جمعیت کرهی زمین باعث بروز مسائلی همچون تخریب جنگلها، انقراض گونههای گیاهی، مصرف بیرویهی انرژی، گرم شدن کرهی زمین و... شده است . در دو قرن اخیر اقداماتی برای حفظ محیط زیست و نجات کرهی خاکی صورت پذیرفت. جایی که توسعهی پایدار [1] کم کم مفهوم خود را مییافت؛ برای جلوگیری از بروز مشکلاتی همچون نابودی منابع طبیعی، تخریب اکوسیستمها[2]، آلودگی و...، راهحلهایی در مقابل الگوهای سنتی کالبدی، اجتماعی و اقتصادی ارائه شد که مفهوم توسعهی پایدار از آن برداشت میشود.
به عنوان تعریف میتوان سخن از توسعهای را به میان آورد که بتواند نیازهای کنونی را بدون از دست دادن تواناییهای نسلهای آینده در رفع نیازهایشان، تامین کند و در بلندمدت، سلامت انسان و نظامهای اکولوژیکی را بهبود بخشد. سرمایهگذاری به طور کافی در زمینهی بهداشت، آموزش، جمعیت و انرژی از اهداف توسعهی پایدار است. به طوری که برای نسلهای آینده، بدهی اجتماعی به وجود نیاید.![]()
از آنجایی که صنعت دوم جهان پس از کشاورزی، ساختمانسازیست، مفهوم توسعهی پایدار در قالب معماری و شهرسازی نیز متجلی شد. در حقیقت این ساختمانها هستند که آسیبهای اصلی به کرهی زمین میرسانند. دود ایجاد شده توسط کارخانههای مصالحسازی در کلانشهرها، در مقایسه با آلایندگی اتومبیلها، درصد بیشتری از آلودگی هوا را به خود اختصاص میدهد. ایدهها و اقدامات مطرح شده در این عرصه با گسترش عمودی شهرها، افزایش طول عمر ساختمانها با استفاده از فنآوری جدید و استفاده از مصالحی که انرژی کمتری را در هنگام سوخت مصرف میکنند، وارد مرحلهی تازهای شد.
پیشینهی معماری پایدار و نهضت حفظ محیط زیست به قرن نوزدهم بر میگردد . پیشگامان نهضت معماری پایدار؛ جان راسکین[3]، ویلیام موریس[4]اند . اصول این معماری نظیر توجه به محیط زیست از طریق حفظ انرژی، کاهش استفاده از منابع جدید مصالح ساختمانی، هماهنگی ساختمان با اقلیم، هماهنگی بنا با سایت، برآوردن نیازهای ساکنین و... که در بیانیههای مختلفی از آن یاد شده است تاکنون نیز مورد استفاده معماران طبیعتدوست قرار میگیرد.
از معماران معاصری که سوابق پرافتخاری در عرصهی معماری سبز و معماری پایدار دارند میتوان به معمار فقید ایرانی؛ نادر خلیلی، معمار فقید مصری؛ حسن فتحی[5]، و از معماران در قید حیات معمار انگلیسی؛ نورمن فاستر[6]، معمار اهل جمهوری چک؛ یان کاپلیکی[7] و معمار مالزیایی؛ کنت یینگ[8] اشاره نمود .![]()
مقایسهی دیدگاههای سه معمار اخیر؛ نورمن فاستر، یان کاپلیکی و کنت یینگ، پیرامون مفاهیم معماری پایدار جالب توجه است:
دربارهی «تعریف معماری پایدار»؛
نورمن فاستر معتقد به بیشتر کار کردن و استفاده کردن از کمترین امکانات است و عنوان مینماید که باید به جای استفاده از منابع مکانیکی، از منابع سوختی روبه زوال و تجدیدشونده استفاده شود .
یان کاپلیکی معتقد است که بیشتر از 80 درصد انرژی میتواند توسط ساختمانها تامین شود. به طور مثال ممکن است انرژی در ساعتهای شب به شبکهی الکتریسیتهی ساختمان بازگردانده شود. توجه به انرژی در سازهی ساختمان نیز از ایدههای وی است.
کنت یینگ معتقد است که سازندگان باید مصالح ساختمانی را با کمترین انرژی مصرف کنند به طوریکه کمترین فضا را هم اشغال نماید.
دربارهی «دلایل موفقیت ساختمانها در قرن سبز»؛
نورمن فاستر معتقد است که ساختمان باید از حداقل انرژی استفاده کند یا انرژی را از سوختهای تجدیدشونده مثل روغن گیاهی و خورشید به دست آورد.
یان کاپلیکی معتقد است که هنوز هیچ ساختمان سبز حقیقی ساخته نشده است.
کنت یینگ معتقد به فشرده کردن لایهها در سیستمهای طبیعی با کمترین تماس تخریبیست.
دربارهی «استفاده از طبیعت به عنوان راهنما»؛
نورمن فاستر معتقد است که بناها با توجه به سنتهای بومی مناطق ساخته شوند؛ به طور مثال برای ساخت بنا در مناطقی که چوب زیاد است از الوار بیشتر استفاده شود.
یان کاپلیکی از خانهی موریانهها یاد میکند که دارای دو لایه تهویهی طبیعی و روشناییست و هنوز در ساخت بشر نمونهی مشابه آن یافت نشده است. وی معتقد است که ساختار از نظر وزنی سبکتر و از نظر استحکام محکمتر از ساختارهای ساختهشده به دست بشر هستند و برای ساخت باید از این الگوی طبیعی بهره جست.
کنت یینگ معتقد است که در سیستمهای ساختمانی باید از اکوسیستم الهام گرفته شده از طبیعت پیروی شود.
والسلام - چهاردهم ماه می2008
مآخذ :
http://aktualne.centrum.cz/domaci/spolecnost/clanek.phtml?id=521654
www.archinect.com
www.ihned.cz
www.stavba.tvujdum.cz
پانوشت:
1) Sustainable Development
2) Ecosystem
3) John Ruskin
4) William Morris
5) Hassan Fathi
6) Norman Foster
7) Jan Kaplicki
8) Kenneth Yeang

حسام جان خيلي جالب بود. نه خسته.
چند نكته:
1-كاش كمي هم درباره سرنوشت نادر خليلي در ايران مي نوشتي. طرحي كه رد شد و رفت تا در ناسا پذيرفته شود.
2- فكر مي كنم بخشي از مطالبت مي تونستند يك جدول جالب رو تشكيل بدن. منظورم نظرات اين معمارهاست
3- اگر درباره اين نهضت در شهرسازي مي نوشتي هم خيلي خوب بود. خصوصاً براي سر نخ دادن به من!
4- درود بر سر نورمن فاستر
5- جاي رنزور پيانو خالي نبود؟ خصوصاً تي جي بائو
6- مگه نادر خليلي مرده؟ مطمئني؟ اين خبر رو تو اين مطلب خوندم! اگه اينطوره، پس جماعت مرده پرست ايراني چرا هنوز ازش تقدير نردن؟ يا كردن و من خبر ندارم
7- تهران هستي از جلسات خانه هنرمندان هم براي نشريه استفاده كني بد نيست!
8- مجله هنرهاي زيبا رو گير آوردي؟
9- خداحافظ
الان كه نگاهي به تيتر مطلبت انداختم مي بينم كه كامنتم تقريباً بي ربطه!درود!