آرش سیگارچی

«رسانه» یا همان Media بخش مهم زندگی انسان امروز است. این را من نمی‌گویم. كافی‌ست به دور و اطراف‌تان نگاهی بیاندازید، خود متوجه خواهید شد كه دیگر در هزاره‌ی سوم، زندگی بدون رسانه‌ها، شوخی‌ست.

برای اینكه تعریف رسانه را درك كنیم شاید لازم باشد ابتدا به مفاهیمی چون «پیام»، «فرستنده» و «دریافت كننده» آن توجه داشته باشیم. «پیام نشانه ای است كه در میان حداقل دو نفر معنای مشتركی دارد». در ارتباطات پیام‌ها بر دو نوعند «كلامی و غیر كلامی». «خوبم» شكل ساده ای از یك پیام كلامی است كه نشان از سلامت گوینده آن دارد و برای كسی كه می‌شنود نیز همان معنای مشخص را دارد. از سوی دیگر شنونده تان وقتی پشت هم خمیازه بكشد ؛ ‌كلامی بر زبان نرانده است اما به شما می‌فهماند از ادامه بحث خسته شده است. این نیز یك پیام غیركلامی است.

بنابراین با دانستن این مفاهیم می‌توانیم به سادگی بگوییم «هر چیزی یا وسیله ای كه پیامی را منتقل كند، رسانه است» البته اساتید ارتباطات به این تعریف كلی اكتفا نمی كنند بلكه با بسط نظری، معتقدند كه «رسانه یك موجود پویا و زنده است كه پیام را از یك تولید كننده پیام (فرستنده) به یك پیام گیر (گیرنده یا مخاطب) می‌رساند». بنابراین طبیعی است كه رسانه به عنوان یك موجود پویا، «ارتباطات برقرار كند» و حتی در یك تعامل دو سویه، خود محصول پیام ساز شود. به قول یكی از اساتید ارتباطات (دكتر ابطحی) اگر مك‌ لوهان‌ گفت‌: The Media is the Message، ما امروز باید بگوییم : The Message is the Media.

این توضیحات را دادم كه بدانیم با یك دامنه وسیع مواجه هستیم كه اتفاقا ساختمان آن تازه شكل تئوریك و علمی در دنیا گرفته و هنوز آجرهای شكل دهنده آن خیس است. با این كه تاكید دارم بحث تئوریك در مورد رسانه نونهال است اما باید بپذیریم كه سالها، دهه‌ها و حتی قرن هاست كه رسانه در اطراف مان وجود داشته ولی پیشینیان آن را تا امروز به علم تبدیل نكرده اند. اما ما خوش شانس های عصر پس از ادیسون این شانس را داشته ایم كه آن را علم شده ببینیم و بخوانیم.

تصور كنید: سرخپوستان بومی با دود آتش به هم علامت می‌دادند. ایرانیان باستان در بین النهرین با فانوس‌ها روشن ،‌قایق های را از برخورد با ساحل نجات می‌دادند و یا كمی این سو تر، اذانی كه بلال حبشی اول بار فریاد زد، اینها همه كاركردی رسانه ای داشته اند بدون آنكه رسانه در آن زمان تعریف شده باشد.

تردیدی نمی توان كرد كه ارتباطات انسانی بخش اعظم گستردگی اش را مدیون ماشین چاپ است.حتی برخی پا را فراتر می‌گذارند و معتقدند كه انقلاب صنعتی نیز مدیون این ماشین است. شكل كلاسیك و نمادین رسانه های عصر انقلاب صنعتی روزنامه‌ها بودند كه در صد سال اخیر با وجود صنعت برق، با تغییر شكلی آرام آرام، رادیو و تلویزیون را بوجود آوردند. با این حال ارتباطات انسانی برای تكمیل حلقه های خود فقط اینترنت را كم داشت كه اینك آن نیز مهیاست.

امروز رسانه‌ها شكل مدرن خود را نزج می‌دهند و خانواده اش چنان گسترده است كه گاه از شمارش خارج می‌شود: «رادیو، تلویزیون‌، مطبوعات‌، كتاب‌، سینما، رایانه شخصی‌، نوار، ویدئو، سی‌ دی‌، دی‌ وی‌ دی‌، اینترنت‌، صفحات‌ وب‌، وبلاگ‌، رادیو بلاگ، فتو بلاگ، ویدیو بلاگ، پادکست، تلفن‌های‌ همراه‌، تریبون‌، منبر، محراب‌، مأذنه‌ و مناره‌، خود اذان‌، مقام‌ (در فرهنگ‌ ایرانی‌ و اسلامی‌)، گنبد و بقعه‌،عكس‌، فیلم‌، كارتن‌، پویانمایی‌، تابلو، بیل‌ بورد (تابلوهای‌ خیابانی‌)، آرم‌ (نشانه‌)، دیوار نوشته‌، بازی‌ (گیم‌)، و…» (همان)

رسانه یك وظیفه مهم دارد و آن رساندن پیام به مخاطب است، آیا هیچ كدام از موارد بالا این كار را نمی كنند ؟

سونامی در وسایل ارتباط جمعی

سرعت پیشرفت های بشری در دو قرن اخیر باعث شده است همگان به فكر تغییر باشند.امروز هیچ شكلی از گذشته ثابت نمانده حتی آثار هنری گذشته مثل تابلوهای فاخر نقاشان به نام، توسط هنرمندان عصر جدید در آثاری جدید، نوآوری شده اند. در چنین دنیایی طبیعی است رسانه‌ها نیز خود را خانه تكانی كنند. امروز هیچ روزنامه ی موفقی مثل شماره های اولین خود در چهارصد سال پیش در نمی آید. رادیوها فرزندان مشروعی به نام رادیو پادکست عرضه كرده اند، تلویزیون‌ها مكتوب، ‌تصویری و حتی مجازی به پیش می‌تازند و البته جادوی اینترنت را نیز در این میان نباید نادیده گرفت كه هر روز خانواده بزرگ رسانه‌ها و مخاطبان را با یك جادوی جدید، سحر می‌كند.

دنیا كه همه چیزش را «نو نوار» كرده است دوست ندارد در تازه راه هزاره ی سوم، كارگران رسانه هنوز به شكل سنتی خود به راه خویش ادامه بدهند. مردانی سیگار بر لب ،‌با عینك های ته استكان، و آستین های پوشیده از آستری مازاد بر آستین لباس.این شكل كلاسیك و سنتی روزنامه نگاران را دیگر باید تنها در فیلم های ابتدای قرن بیستم دید. امروز روزنامه نگاری یعنی یك كامپیوتر همراه، یك دوربین و البته یك ذهن خلاق و خبرساز. اینچنین است كه مرز‌ها برداشته می‌شود و روزنامه نگاری حرفه ای می‌شود كه بازیگران آن باید چند حرفه را توامان بدانند.

چند سال پیش اساتید روزنامه نگاری ایران ]دكتر بدیعی و حسین قندی[ كتابی تالیف كردند با عنوان «روزنامه نگاری نوین». این كتاب هرچند در نوع خود در ایرانی كه درباره رسانه فقط چند قدم برداشته شده، كتابع بدیعی بود اما تاریف مرسوم آن كیلومترها با روزنامه نگاری مدرن دنیا فاصله داشت. در این كتاب روزآمد ترین تكنولوژی كه مورد بحث و البته اشاره ای جزیی قرار گرفته بود، تكنولوژی فكس و تلكس بود حال آنكه دنیا مدتهاست كه از این ابزارها عبور كرده است.

مدرنیسم ژورنالیسم نوین در بازارگاه طلب خبر، سربازانی تا بن دندان مسلح می‌خواهد كه با پیوند دانش و تكنولوژی، كالای مورد نیاز مخاطبان را در اختیار آنها قرار دهد. كافیست همین نكات فهرست وار را بدانیم تا پی ببریم چرا روزنامه نگاری و رسانه های ایرانی هنوز از دنیا عقب ترند!

روزنامه نگاری، دیگر تشخیص رویداد، بررسی ارزش های خبر، نوشتن لید و تنظیم خبر به سبك هرم وارونه نیست. امروز روزنامه نگار باید بتواند با تصویر، صدا و متن ،‌مخاطب را جذب كند.شك نكنید اگر نتواند، مخاطب از كسانی كه این حرفه را بهتر بلد است، كالای خود را می‌یابد.

□ □ □

---------------------------------------------------------------

نقد و نظر خود را بنويسيد