محمد حسن فتوتی

در پیدایی افکار عمومی، هاله ای از ابهام و سردرگمی وجود دارد. افکار زمانی مورد بحث قرار می گیرد که نمودی عینی و آشکار داشته باشد و از این مرحله به بعد است که بحث رهبری و هدایت افکار عمومی آغاز می شود. در ذهن کارشناسان افکار عمومی پیوسته این پرسش مطرح است که در چه بسترها و زمینه های ذهنی، نطفه های اولیه رشد می کند؟ و چگونه به وسیله رهبران فکری مرئی یا نامرئی همراه با دخالت گروه های فشار در چارچوب جغرافیایی یک کشور در هم آمیخته و از طریق کانال های ارتباطی منتشر و به صورت داوری مردم در یک جامعه باز و بسته، نمود آشکار و پنهان دارد.

از آن جا که قدرت همواره در دست حکومت است، تنها حامی دولتمردان افکار عمومی است. بنابر این سنگ بنای حکومت ها، صرفا افکار است و همین امر منجر به بیان مستبدانه ترین و نظامی ترین و نیز آزادترین و مردمی ترین حکومت‌ها می شود.

در یک حکومت مردم سالار، نقش رسانه‌ها خلق و ایجاد موضوعات مورد گفتگو میان مردم است، در چنین جوامعی، بیشترین مسائلی که مورد توجه مردم ست، مد نظر رسانه‌ها نیز هست، رسانه‌ها این جا در مرکز مدل قرار دارند، زیرا نقش هماهنگی میان اجزای مختلف یک نظام را انجام می دهند.

در این نمودار نقش گروه های فشار (pressure group) در شکل گیری افکار عمومی از اهمیت خاصی برخوردار است.

گروه های فشار که در واقع در موازات و شاید همگام رسانه‌ها در هر دولتی باشند از روش های مختلفی برای تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی استفاده می کنند، تشکل‌ها و احزاب سیاسی با استفاده از رسانه های جمعی از قبیل مطبوعات، نشریات و… می کوشند در روند افکار عمومی و شکل گیری آن موثر باشند.

در تمامی جوامع مترقی و توسعه یافته یا در جوامعی که روند رو به رشد در مسیر دموکراتیک شدن دارند، رسانه‌ها به عنوان واسطه عمل می کنند؛ واسطه ای بین قشر فرهیخته یا نخبه ی اجتماع با توده ی مردم.

روشنفکران یا نخبگان یک جامعه حلقه ی محدودی از افراد آن جامعه هستند که در مناصب مختلف اعم از دانشگاهی یا غیر دانشگاهی مشغول به فعالیت هستند وبه دلایلی نظیر تفاوت در دیدگاه ها،محیط و یا مشغله های فکری خود شاید هرگز نخواهند توانست تعاملی مستقیم با عامه ی اجتماع داشته باشند. آیا علت گسست همیشگی این دو قشر به اراده ی خود روشنفکران باز می گردد؟آیا علت سرخوردگی بخشی از روشنفکران به دلیل جدایی آن‌ها از مردم می باشد؟ آیا اصولا امکان برقراری ارتباط نزدیک بین مردم واقلیت نخبه ی جامعه وجود دارد؟

چیزی که مسلم است لزوم ارتباط بین قشرفرهیخته و عامه ی مردم می باشد ؛ از رسانه می توان به عنوان مهم ترین این واسطه‌ها نام برد. رسانه اعم ازدیداری، شنیداری و یا نوشتاری، نقش حلقه ی مفقوده را بین اقلیت نخبه و اکثریت عام، بازی می کند. تنها با دست یابی به رسانه هایی معتمد است که متفکران یک جامعه می توانند امید به همراهی مردم با خود را داشته باشند؛ و به همین دلیل می بینیم که در جوامع بسته، که رهبران اجتماع و حکومت ترس از همراه شدن مردم با طبقه ی روشنفکر ( گاه ناراضی ) را دارند؛ دست به برچیده شدن این حلقه های واسطه به خصوص رسانه‌ها می زنند.البته درگذشته ممکن بود اعمال این محدودیت‌ها در جایی که رسانه‌ها هم مانند مردم محدود به یک اجتماع یا حوزه ی جغرافیایی بودند تاثیر گذار باشد، ولی در عصر حاضر که رسانه‌ها هر روز در رقابت پر سرعت و پر شتاب شان به سمت جهانی شدن و جهانی سازی خود می کوشند و دامنه ی وسیعی را چه از لحاظ محتوایی و چه از لحاظ منطقه ای تحت پوشش قرار می دهند، دیگر رفتارهای محدود کننده و سرکوب گرایانه آن چنان پر رنگ و عملی نخواهند بود و هر چقدر که صاحبان قدرت بر کار خود اصرار بورزند در واقع دست به انتحار خود توسط رسانه های دیگر می زنند.هر اتفاقی نظیر سیل، آتش سوزی، سرکوب،شورش و… که امروزه در گوشه ای از دنیا رخ دهد، در کم تر از چند ثانیه بر روی خبر گزاری‌ها قرار می گیرد.در چنین وضعیتی تنها کشور هایی که هنوز به اهمیت نقش رساته پی نبرده اند سعی در محدود کردن آن می کنند. در دنیای امروز، رسانه نقش برگ برنده را برای حکومت‌ها و دولت‌ها ایفا می کند و هر چقدر رسانه ای در جذب مخاطب قوی تر عمل کند، در سوق دادن مردم به پذیرفتن سیاست های پشت پرده ی آن رسانه موفق تر عمل کرده است.در واقع می توان گفت جنگ های آتشین دیروزی به جنگ های رسانه ای امروز تبدیل شده است.

□ □ □

---------------------------------------------------------------

نقد و نظر خود را بنويسيد