امين حسن‌پور

(1)

خيلی پيش‌تر از پديد آمدن واژه‌ی رسانه، کتاب حضور داشت و رسانه نبود. اين ويژگی بورژوازی بود که به «کتاب»، عنوان «رسانه» داد.

کتاب‌های پيشامدرن، بيش‌تر به کار ثبت اطلاعات می‌آمدند و حتا گاه در يک نسخه نوشته می‌شدند. اما صنعت چاپ، همان ابزاری بود که بعدها توانست به ياری ميل بی‌کران بورژوازی آيد؛ يعنی توليد برای مصرف، مصرفِ هرچه بيش‌تر.

رسانه به عنوان نهادی برای توليد و توزيع اطلاعات، به چشم بر هم زدنی چنان بازار مصرفی برای خويش فراهم نمود که امروزه زندگی بی حضور روزنامه، تلويزيون، اينترنت و…، گرچه قابل تصور، اما غيرقابل تحمل می‌نمايد.

با توجه به مصرف روزافزون اطلاعات توزيع شده توسط رسانه‌هاست که می‌توان اين جرأت را يافت و دست به نمونه‌سازی [1] زد و ادعا نمود که اگر رسانه را به مثابه ابزار توليد محتوا در نظر بگيريم و مخاطب آن (افکار عمومی) را به عنوان بازار مصرف، تمامی کسانی که کار توليد محتوا را به صورت کاری فکری در اين چرخه انجام می‌دهند، به عنوان نيروی کار در مقابل صاحبان رسانه (صاحبان سرمايه) قرار خواهند گرفت که از اتفاق، در اين‌جا ديگر خبری از نمونه‌سازی نيست، چرا که در عرصه‌ی توليد رسانه‌ای نيز، اين نيروی صاحب سرمايه است که به صورتی عينی حضور دارد و همين حضور است که ما را در پافشاری بر درستی اين نمونه‌سازی مصمم‌تر می‌سازد.

چرا که در جامعه‌ی سرمايه‌داری، افکار عمومی بازاری برای مصرف محسوب می‌شود. مصرف آن‌چه که نيروی کار فکری به کمک ابزار توليدی چون فرستنده‌های راديو-تلويزيونی، انتشاراتی‌ها، سرورهای اطلاعاتی و… توليد می‌نمايند.

(2)

اين ساز و کار و اين انحصار رسانه به مثابه ابزار توليد در دست طبقه‌ی حاکم، منجر به وضعيتی می‌شود که بنا بر آرای آنتونيو گرامشی [2]، همان وضعيت هژمونی[3] فرهنگ مسلط بر خرده‌فرهنگ‌هاست.[4]

به عنوان نمونه، وضعيت غالب و مغلوب ميان فرهنگ مسلط و رسمی «فارسی-تهرانی» و فرهنگ قومی گيلک در داخل مناطق گيلک‌نشين يا وضعيت غالب و مغلوب ميان فرهنگ مسلط مصرف و اصالت بازار و ارزش‌های فردمدارانه‌ی ليبرالی و نوليبرالی در مقابل فرهنگ کار و توليد و ارزش‌های جامعه‌مدار در ابعاد جهانی، نمونه‌های همين وضعيت‌اند که در چنين صف‌آرايی‌هايی، بنا بر آرای گرامشی، راه رهايی خرده‌فرهنگ‌های مغلوب، آن است که عناصر آن خرده‌فرهنگ بتوانند افکار عمومی را زير هژمونی خود گيرند. يعنی تا آن‌جا پيش روند که به آلترناتيوی برای فرهنگ مسلط بدل گردند.

(3)

اساسی‌ترين و به نظر من تنها راه ممکن تغيير وضع موجود و بدل ساختن عناصر خرده‌فرهنگ به عناصری مسلط، بيرون آوردن رسانه به مثابه ابزار توليد از مالکيت انحصاری طبقه‌ی حاکم و در نگاهی دست‌کمی، کشف ابزار توليد رسانه‌ای جديد و خارج از دايره‌ی انحصار سرمايه است.

چندرسانه‌ی[5] اينترنت و به طور خاص، وبلاگ، گويا همان حفره و مفری‌ست که تاکنون از تيررس انحصارطلبی سرمايه تا حدودی در امان مانده و يا دست‌کم می‌تواند نويدبخش رهايی دست‌کمی از مالکيت انحصاری بر ابزار توليد رسانه‌ای باشد و اين به خاطر برخی ويژگی‌های درونی چندرسانه‌ی اينترنت و به طور خاص وبلاگ است.

(4)

گرچه هوشياری بورژوازی [6] در سيستم‌های تماميت‌خواه به بلاهت گراييده و برای حفظ انحصار و مالکيت خويش بر ابزار توليد رسانه‌ای، دست به دامان روش‌های حذفی چون توقيف، سان.سور (تدوين مجدد!)، فيل.ترينگ و… می‌گردد، اما بلاهت ما از بلاهت بورژوازی خيلی بيش‌تر خواهد بود اگر ريشه‌ی اين رفتار را عقيده و مکتب آن سيستم بدانيم. چرا که در جوامع غيرتماميت‌خواه و آزاد دارای ارزش‌های ليبرالی، هوشياری بورژوازی، فارغ از آن بلاهت و با روش‌های متمدنانه‌تری سرگرم تداوم همان انحصار است.

(5)

در اين ميانه، خرده‌فرهنگ‌های دگرگون‌خواه، اگر نمی‌توانند دست به دگرگونی اساسی در مناسبات توليد رسانه‌ای بزنند، دست‌کم بايد از حفره‌های موجود در ديواره‌ی انحصار رسانه‌ای سود جسته و با گام‌های اساسی در جهت ايجاد فضای رسانه‌ای آلترناتيو پيش روند. حفره‌هايی هم‌چون رسانه‌های بومی[8]، نشريه‌های دانشجويی، وبلاگ‌ها و سايت‌ها، هنرهای زيرزمينی[9] و…

(6)

تجربه‌های پيشين در مبارزه با سيستم مالکيت انحصاری در حوزه‌های مشابه، دو تهديد اساسی هر نوع نظام ضدمالکيتی را به ما گوشزد می‌کند که درباره‌ی دگرگونی در مناسبات توليد رسانه‌ای نيز موضوعيت خواهد داشت.

يکی از اين دو تهديد، سقوط از سوی ديگر بام و در افتادن به ورطه‌ی انحصار قيم‌مآبانه همراه با حسن نيت است و ديگری مسأله‌ی کيفيت محصول توليدی و چه‌گونگی توزيع آن در بازار مصرف و از همه مهم‌تر، ساز و کار ارتباط ميان مخاطب و نيروی کار فکری درگير با رسانه.

لاهيجان/ 1581، آول ما

2008 March


[1] Modelling

[2] Antonio Gramsci

[3] تسلط و غلبه.

[4] Subculture

[5] Multi Media

[6] Bourgeoisie

[7] Totalitarian

[8] Local

[9] Underground Arts

□ □ □

---------------------------------------------------------------

نقد و نظر خود را بنويسيد