حسام عشقی صنعتی

هنر به عنوان یکی از ابعاد خداگونگی و معنوی انسان و خلاق ترین کوشش وی در مسیر رسیدن به تکامل روحی محسوب می شود . از آفرینش یا ساختن بعنوان اولین هنر ، تا متمم های آن تحت لوای هفت هنر ، الزاما با زیبایی شناسی عجین نبوده ولی همواره با خلاقیت (Creativity)همراه بوده است . این هنرهای هفتگانه به معماری ،هنرهای دستی ، هنرهای ترسیمی ، ادبیات ، موسیقی ، حرکات موزون و هنرهای نمایشی قابل دسته بندی اند .

با جستجو در میان روشن ترین خصلت ها ، تخیل هنرمند در معنای تجسم (Imagination) به عنوان مرز اشتراک هنرها همچنان به نقش آفرینی در تولید آثار هنری اشتغال دارد ، همچنین برپایه ی احساس سلیقه و ذوق هنرمند و نه اندیشه ی عقلانی وی است که می تواند بعنوان سرآغاز اثر هنری محسوب شود و نیز ایهام در معنا و چندگانگی دریافت های بیننده است که همچنان بعنوان وجه اشتراک تمامی هنرها بحساب می آید .

سیر تطور تاریخی این هنرها را می توان بطور ملموس از ایران باستان تا کنون ، مختصرا بررسی نمود ، در ادامه این نکته قابل ذکر است که در ادوار تاریخ ایران ، همزمان یک یا چند رشته از این هفتگانه برجسته و مابقی به فراموشی سپرده می شد ؛ قبل از اسلام، هنر هخامنشیان تركیبی بود از هنر اقوام گوناگونی كه تابع پارسیان بوده اند و در عهد ساسانیان هنر ایرانی به اوج پیشرفت خود رسید، اگر چه از جریانات خارجی همچون یونان و روم نيز تأثیر پذیرفت.

در دوره تیموریان نهضت هنری پر رونقی شكوفا شد كه ادوار بعدی ایران نظیر صفویه را نیز تحت تأثیر خود قرار داد . پس از دوره ی صفویه ، دوره ی قاجار آغازگر نوعی شیفتگی به هنر ایرانی بود . دوره پهلوی اول و دوم ، شیوع و رواج تفکر مدرنیسم و گرایش شدید به غرب بود که می توان آن را در محدوده ی 1299 تا قبل از انقلاب اسلامی جستجو نمود . این مصادف با زمانی است که پایه های جنبش هنر مدرن در اروپا مستحکم شد و برخی از گرایش های شاخص هنری پدیدار شدند .

رويكردهاي پست مدرني كه در دهه 40 و 50 هنر اروپایی را ایرانیزه کرده بود و نیز نمايان شدن هنر ديجيتال و تأثير هر چه بيشتر تكنولوژي در هنر باعث شد که از این پس هر آنچه كانت و بعدها هگل تعبير كرده‌ بودند ديگر درباره‌ي اين هنرها موضوعيت نداشته باشد . مظاهر هنر در قرون 14 و 15 میلادی و هنر رومانتیک که هگل آنرا نقطه ی اوج هنر تلقی می نمود ، باعث شد که وی سخن از مرگ هنر را به میان آورد و عنوان نماید که هنر دیگر به پایان رسیده است .

آنچه امروزه تحت عنوان هنر مدرن تلقی می شود ، بارزترین شاخه ی هنر معاصر است . امروزه هنرها چنان با تكنولوژي آميخته شده كه تعبير تقدير تكنولوژيك به عينيت در‌آمده است. بعقیده ی نگارنده ، هنرهای هفتگانه در همسویی با یکدیگر به تولید هنر نو پرداخته و در تعامل با یکدیگر است که شاخه های گوناگون را بوجود می آورند . این تعامل ، معطوف به تلفیق و همگرایی هنرها به سوی هدف تکامل است . استنباط از چنین تکاملی ، ناشی از بر همکنش و همنشینی بحق این هنرها در کنار یکدیگر ، به تولد هنر دیگری که برآیند سایر هنرهاست تعبیر می شود . به بیان دیگر ، « ظهور هنر هشتم » است که تحت گشتالتی (Gestalt)، به توالی ، زیرشاخه های پیشروی هنر را دستمایه قرار داده و به تولید اثر می پردازد . در چنین گشتالتی ، کل چیزی مجزا از اجزا است و با تجزیه کل نمی توان به جز رسید ولی کل وامدار خصلت های اساسی جز است و بالندگی اش در امتداد آن خواهد بود .

در خاتمه می توان ؛ قصه ی هنر مدرن را ، سفری بی پایان از مبدا به مثابه ی یک ادیسه دانست ؛ چرا كه به گفته‌‌ي ژاك ريوت « در جهان مدرن، براي هيچ داستاني پايان قطعي در كار نيست و ما ديگر نمي‌توانيم داستان‌هايمان را به پايان برسانيم ».

والسلام - 6مارس 2008

منابع :

  • آربری، آرتور(1370) میراث ایران، ترجمه احمد بیرشك، بهاء الدین پازارگاد و …، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب .

  • دبلیو، ر، فریه (1374) هنرهای ایران، تهران، نشر فروزان .

  • دیمارز، س. م (1368) راهنمای صنایع سلامی، ترجمه عبدا… فریار، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی .

  • گشایش، فرهاد (1378) تاریخ هنر ایران و جهان، تهران ، عفاف .

  • گیرشمن، رمان (1346) ایران از آغاز اسلام، ترجمه محمود معین ، تهران ، انتشارات علمی و فرهنگی .

  • میرمیران ، سید هادی (1386) مقاله ی شکوفایی فضا و افول ساخت و پرداخت ، فصلنامه ی مدرسه ی نو ،شماره ی 48 .

  • سخنرانی مرحوم دکتر محمد مددپور ، تهران ، زمستان 1382 ، فرهنگسرای دانشجو برگرفته از سایت - باشگاه اندیشه .

  • دانشنامه ی اینترنتی ویکیپدیا www.fa.wikipedia.org

---------------------------------------------------------------

نقد و نظر خود را بنويسيد