سارا ثابت

مرگ و تولد از دغدغه های همیشگی انسان بوده و تجلی آن در هنر نیز طبیعی است. از دوره های ابتدایی تا امروز ، بشر به فراخور موقعیت و تفکر خود به گونه ای به این تضاد و یا به هر کدام از قطب های آن نگریسته. در این فرصت نگاهی می اندازیم به درگیری برخی از هنرمندان قرن بیستم با موضوع مرگ و تضاد آن با زندگی.

مرگ گاساگماس

پیکاسو در سال 1901 دوست صمیمی خود کارلوس گاساگماس را از دست داد. مرگ کارلوس دوره غم انگیزی را در زندگی او به وجود آورد که از آن به دوره آبی یاد می شود.(دوران تسلط آبی بر کارهایش).اندوه پیکاسو در تابلوی مرگ Casagemas روی پرده نقاشی ریخته شد.

Death and Life

گوستاو کلیمت نقاش طغیانگر اتریشی نیز در سال 1916 تابلوی مرگ و زندگی را خلق کرد. اثر متعلق به سبک “آرت نوا” است و به صورتی نیمه آبستره ، نمادین و تمثیل وار بدن های برهنه و انسان ها را نمایش می دهد. در کار کلیمت در یک طرف زندگی به صورت بدن های انسانی که به خواب رفته اند تصویر شده و در طرف دیگر مرگ در حالی که لباسی پر از صلیب بر تن دارد لبخند می زند.

زنی با دشنه -1931

پیکاسو باز هم مرگ را دستمایه آثار خود قرار داد، در سال 1931 هنگامی که درگیر فاجعه ای در زندگی شخصی خود بود حادثه مرگ مارای را دوباره به تصویر کشید. در دهه 1920 زندگی او با الگا خوخلووای رقصنده به شکلی آزارنده از هم پاشید. تابلوی او “زنی با دشنه” مردی را در وان حمام نشان می دهد که زنی با موهای ژولیده و جیغ زنان دشنه ای را در قلبش فرو می کند. “زنی با دشنه” جزئی از مجموعه تصاویر زنی هیولاوار با دهان باز در حال فریاد کشیدن است که کاریکاتوری بی رحمانه از الگا بود. البته نقاش چیره دست فرانسوی)نقاش رسمی انقلاب فرانسه) ژاک - لوئیس داوید پیشتر، در 1793 مرگ مارای را به تصویر کشیده بود.اثر او به یکی از ماندگار ترین تصاویر انقلاب فرانسه مبدل شد. این نقاشی صحنه قتل ژان پل مارا، از نویسندگان روزنامه تندروی «دوستدار مردم» و از حامیان آشکار حزب ژاکوبین (بزرگ‌ترین و پرقدرت ترین حزب درگیر در انقلاب فرانسه) را نشان می دهد.مارا به دلیل بیماری پوستی مزمنی که داشت، بیشتر وقت خود را در وان آب سرد می گذراند و در همان جا هم به نامه ها و کارهای اداری رسیدگی می کرد. وی در ۱۳ ژوئیه ۱۷۹۳ در حالی که در حمام خانه اش مشغول نوشتن بود، توسط دختر جوانی به نام شارلوت کوردی،با ضربات چاقو به قتل رسید. بسیاری بر این باورند که مرگ مارا، جرقه ای بود برای شعله ور شدن دوره اختناق، قتل و وحشت در فرانسه، موسوم به دوران وحشت .

اندی وارهول- خودکشی - 1965

اندی وارهول نیز از مفهوم مرگ در تصاویر خود بهره گرفته. زبان تصویری او عبارت است از کلیشه محض!او نیروی تصویری و قدرت تجسمی را که دنیای تبلغات در پی آن بود به عنوان ظرف ، و نه محتوای کار خود، به کار می گیرد. او در واقع عادت های رایج و قهرمان های دنیای امریکایی را بدون هیچ پرسشی می پذیرد. وارهول در پی بی احساس کردن واکنش بیننده در برابر آنچه که در روبروی خود می بیند است. بسیاری از تصویر او معانی ناگوار را تداعی می کنند: مردی در حال خودکشی، خانم کندی بعد از ترور همسرش، مرلین مونرو بعد از خودکشی اش، تصادف رانندگی، صندلی الکتریکی، تشیع جنازه گانگستر و … آنچه وارهول انجام می داد در حقیقت نوعی تحقیر کردن جنبه های خصوصی افراد و مظاهر اشرافی بود که حاکی از نوعی بدبینی و دغدغه او علیه روند کسالت بار و فاقد سلامت در زندگی انسان است.

مرگ هیپی - 1967

پل تک در سال 1967 در تداوم موج ایجاد شده در جنبش پاپ که “هنر وحشت ” نام گرفته بود ، ” پیکر رقت انگیز و مشمئز کننده مرده ای منحوس را نمایش داد. و اثر خود را “مرگ هیپی” نام نهاد.

بروس نورمان - زندگی مرگ - می داند ، نمی داند 1983

شاخص آثار بروس نورمن (هنرمند آمریکایی متولد 1941 ) قطعات نئون به صورت های متنوع است که از همبستگی و پیوند انگیزش های هنر مفهومی با گرایش های هنر پاپ پدیدار می شود. او در اثر مشهور « زندگی، مرگ_می داند، نمی داند» از تکنیک مخصوص تبلیغات تجاری بهره برده و تلاش دارد تا مسئله ای جهانی را که از چارچوب های زیبایی شناسانه فراتر می رود، مطرح سازد.روش های او پهنه ای از مضامین مختلف را برای سایر هنرمندان هم عصرش مطرح می سازد

امکان ناپذیری فیزیکی مرگ- 1991

دیمن هرست نیز که جنجالی ترین هنرمند نسل خود در انگلستان لقب گرفت در سال 1991 توسط شیشه، فلز و محلول گاز مایع (مخصوص نگهداری موجودات) اثری خلق کرد با این نام: “امکان ناپذیری فیزیکی مرگ” کوسه ماهی شناوری که به ظاهر در تعادل و آرامش در مخزنی که برایش ساخته شده گرفتار آمده است. این تجسم بصری، تمثیلی است از خدشه دار بودن هرگونه امید و اعتقاد به نظامی که مبنای آن تنازع بقا و جنگ و تکاپویی ناعادلانه برای زنده ماندن است.دیمن هرست نا امید از استقرار نظم در حیات زندگان، به سوی جاودانگی مرگ معطوف می شود:همیشگی ترین واقعیت،قطعی بودن مرگ است.

منابع:

مفاهیم و رویکردها در آخرین جنبش های هنری قرن بیستم - ادوارد لوسی اسمیت

سایت آفتاب

ویکی پدیای فارسی

---------------------------------------------------------------

نقد و نظر خود را بنويسيد