اين هم از چهارمين شماره‌ی ماه‌نامه‌ی الکترونيک گيلانيان که برعکس سه شماره‌ی پيشين، در اين شماره موضوع خاصی را به عنوان پرونده دنبال نمی‌کنيم. تعداد مطالب اين شماره به نسبت شماره‌های پيشين کم‌تر است که اين به دليل درگيری امتحانات پايان ترم برخی از دوستان بوده که دانشجو هستند و البته اين وعده را از ما بپذيريد که از شماره‌های بعدی به‌تر از پيش ظاهر خواهيم شد.

منتظر نقد و نظر و آثار شما نيز هستيم. با ما در در تماس باشيد: gilanianmag[at]gmail.com 

اجتماعي
سحر اخوان کاظم زاده

تحول رسانه ای، که در عصر جهانی شدن هم خود باعث تحول در عرصه های گوناگون بالاخص فرهنگی - اجتماعی ست و هم به نحوی خود رسانه در جریان این تحول دچار تغییراتی می‌شود. سوالاتی در این زمینه پیش می‌آید، که رسانه چگونه می‌تواند نقشی مفید یا مخرب در روند جهانی سازی در جوامع مختلف و تحت تاثیر فرهنگ های مختلف داشته باشد و در این بین، برنده اصلی در فرآیند جهانی شدن، یا جهانی سازی رسانه است یا فرهنگ. همچنین چگونه می‌توان با شناخت درست از رسانه و فرهنگ به بهترین و کوتاهترین و کم ضررترین راه برای همگام شدن با روند جهانی شدن  دست یافت. آیا برای جوامع ضرورتی در جهت برنامه ریزی رسانه‌ای برای نیل به اهداف جهانی شدن وجود دارد.

ادامه متن را بخوانيد
ادبيات فارسي
نيما برادران

بخشکی شانس! چرا بايد اين اتفاق برای تو می‌افتاد؟! اين همه آدم اون اطراف بود. چرا تو؟ اونم درست لحظه‌ای که من اون‌جا بودم!
چی می‌شد اگه به جای تو يکی ديگه‌رو نجات کی‌دادم؟ يه آدمی که نمی‌شناختمش. يه غريبه. اون‌وقت اين امکان بود که کارم يه فايده‌ای داشته باشه. شايد يه دانشمند و حداقل يه دکتر. ولی نه! يه بچه بهتر بود. اون موقع تا عمر داشت منو يادش می‌موند. و اگه يه روز نااميد از ادم‌ها و خسته از روزگار، يه گوشه می‌نشست و غم می‌خورد، خاطره‌ی من بهش می‌گفت که خوبی هم وجود داره. ولی نجات دادن تو چه فايده‌ای داشت؟

ادامه متن را بخوانيد
احمد زاهدي لنگرودی

به مناسبت 26 خرداد، هفتاد و نه ساله شدن و حضور هانيبال الخاص در ايرانران به همراه عکسی اختصاصی از اين نقاش؛

اوج می‌گيری
با بال‌های پروانه‌يی
                و شادمانه
                     از رنگين‌كماني
                        به زمين مي‌آيي

ادامه متن را بخوانيد
امين حسن پور

دوباره
باغ می‌شويم
دوباره باغ می‌شويم

ادامه متن را بخوانيد
عرفان يوسفی

دختر: سلام.
پسر: سلام.
دختر: حالت خوبه؟
پسر: چيه؟ غريبی می‌کنی؟! بشين.
(دختر لبخند می‌زند.)
پسر: مشروب می‌خوری؟
دختر: آره.

ادامه متن را بخوانيد
معماري و هنرهاي تجسمي
حسام عشقی صنعتی

بر اساس نوشته‌ی مورخین عهد افشاری، نادرشاه در زمان حیاتش دستور ساخت مقبره‌ای برای خود و خانواده‌اش داده بود. صاحب «عالم آرای نادری» ضمن نام بردن از اقدامات نادر، اشاره‌ای به ساختمان مقبره‌ی وی دارد که «و دیگر حسب امر مقرر شد که در قبله‌ی خیابان بالا در جنب عمارات چهارباغ شاهی (در مشهد) مقبره‌ای از خشت و گل بنا نهادند و این آثار در سنه‌ی خمس و اربعین و مائه بعد الالف من الهجره النبویه (1145 ه-ق) به اتمام رسید».
محمدعلی حزین لاهیجی در تاریخ خود پیرامون این موضوع می نویسد: «در آن شهر (مشهد) مقبره‌ی عالیه جهت خود عمارت نموده و انجام داد بعد از اتمام بر دیوار آن بقعه این بیت نوشته دیدند؛
در پرده هیچ نیست که نباشد نوای تو
عالم پر از تو و خالی‌ست جای تو
و چندان که تفحص نمودند معلوم نشد».

ادامه متن را بخوانيد
آلاله عشقی صنعتی

دیرزمانی‌ست که معماری گیلان با دارا بودن شاخص‌های ویژه‌ی خود كه حاصل كنش و واكنش انسان و طبیعت می‌باشد، جزو نادرترین و اصیل‌ترین معماری این مرزوبوم شناخته شده است. شناخت معماری گیلان در حقیقت شناخت مردمانی‌ست كه روند زندگی خود را در قالب معیارهای انسانی و فرهنگی به صداقت و سادگی طبیعت پیرامون خود گذرانده و سیر تاریخی آن را تا به امروز ادامه داده‌اند.

ادامه متن را بخوانيد
انديشه
ايمان صفرپور

   ماکس هورکهایمر در سال 1895 در اشتوتگارت آلمان به دنیا آمد. پدرش که یک کارخانه‌دار ثروتمند بود. او پیش از آن‌که به خدمت سربازی برود، نزد پدرش آموزش بازرگانی دید؛ اما هیچ‌گاه علایق او هم‌چون یک بازرگان دل‌بسته به حرفه‌اش نبود. هورکهایمر ابتدا به تحصیل روان‌شناسی پرداخت؛ اما چون تلاش او برای به پایان رساندن طرحی به دلیل انجام شدن طرح مشابه پروژه‌ی او ناکام ماند، رو به فلسفه آورد و نزد هانس کورنلیوس فلسفه خواند. هورکهایمر دکترای خود را با راهنمایی کورنلیوس در سال 1922 با رساله‌ای درباره‌ی نقد قوه‌ی حکم کانت دریافت کرد و سه سال بعد با نگارش رساله‌ای برای کسب مقام دانش‌یاری به بحث انتقادی دیگری درباره‌ی آثار کانت پرداخت و اجازه‌ی تدریس یافت. هورکهایمر در 35 سالگی به مدیریت موسسه‌ی پژوهش‌های اجتماعی (بعدها مکتب فرانکفورت) رسید که در ژانویه 1931 وی به طور رسمی به مدیریت موسسه منصوب شد و در جشنی که به این مناسبت برپا گردید، درباره‌ی موقعیت کنونی فلسفه‌ی اجتماعی و وظایف یک موسسه‌ی پژوهش‌های اجتماعی سخن راند. در این سخنرانی بود که هورکهایمر ماموریت‌های اساسی موسسه را در دوران مدیریت خود ترسیم کرد: پژوهش درباره‌ی رفتار کارگران در برابر مسائل گوناگون در آلمان و سایر کشورهای اروپایی پیشرفته، روش‌های این پژوهش مبتنی بر آمار رسمی و پرسش‌نامه همراه با تفسیرهای جامعه‌شناختی، روان‌شناختی و اقتصادی بود؛ و هم او بود که هجرت موسسه را ابتدا در جنوا و سپس به نیویورک در 1934 سازماندهی کرد.

ادامه متن را بخوانيد